خرید بک لینک
هی دلم می خواهد بنویسم و بنویسم و بنویسم،و این تنها حاصل اختیار و انتخاب من است انگار!خیال نکنید اینکه چه چیزی را دوست دارم بنویسم از انتخاب خودم و اختیارم بر میاداصلا و ابداقدیم قدیما تو همین وبلاگ اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 19 شهريور 1399 ساعت: 22:37

ویروس منحوس و گاهی (فقط گاهی) دوست داشتنی کرونا به جان ملت دنیا افتاده است و هر کشوری بنا بر مدل خویش با تبعات آن به مقابله برخواسته است، کشور ایران و حکومت ایران هم مثل همیشه بازی جذاب خودش را پی گرفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 19 شهريور 1399 ساعت: 22:37

شنیدین، آلمان شرقی و آلمان غربی یا مثلا کره جنوبی و کره شمالی ؟!یه دیوار بکشیم وسط ایران، دو تا بلوک جدا، شرق و غربی یا شمالی و جنوبی ، اصلا چکار داریم به جهت های جغرافیایی؟ مثلا می گیم ایران یک ایراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 23:06

هر سال دوم آذر، نوبت تو می شود... علی شریعتی، هنوز هم تهمت هایی که می زنند از نفهمیدن حرف تو و احساس تو است. انقلاب ناکامشان را به پای تو می نویسند! کتاب بازگشت به خویشتنت را نخوانده اند. می گویند مذهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 2:55

زن دختر جنس مخالف! نمیدانم چرا از همان کودکی شدی جنس مخالف من؟ من یک پسرم، کاملتر بخواهم بگویم من یک پسر ایرانی هستم که در میان جماعت مسلمان بزمین آمدم و بزرگ شده ام. و کاملتر از این را بخواهی بدانی، درست است در یک جامعه مسلمان بزرگ شدم اما حقیقتاً در زمانی بدنیا آمده ام که چارچوب های فکری در حال شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

... بذری که طاهره در سرزمین اسلامی افشاند بتدریج رو به سر سبزی است و حاصلش یکی دو قرن بعد معلوم می شود. افتخار این بانوی بزرگوار ایرانی در آنست که دفتر اصلاحات اجتماعی اول بار بدست او باز شد...“ (دکتر چین ، روحانی انگلیسی) “... در عالم مسیحیت زنانی بودند که دوش به دوش مردان دست به کارهای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

به سبب حضور میم.ش: ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست میآیدم به چشم همین لحظه نقش تو والله خجسته آمد و حقا مبارکست دل را مجال نیست که از ذوق دم زند جان، سجده میکند که خدایا مبارکست هر دل که با هوای تو امشب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد تقديم به بهار زندگيم، ميم.ش، مریم عزیزم... اين همه سال نوشتم و اکنون که فرصت نوشتن واقعيست و اکنون که مخاطب عشق واقعي خويش و مخاطب واقعي عشق خويش! را يافته ام، همين اکنون، دستم به قلم نمي رود تا برايش بنويسم. شايد قلم توان ابرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

همین چند روز پیش بود، بطور باور نکردنی عاشق هرچه چراغ قرمزه سر چهار راه شدم! آخه باعث میشن بیشتر پیش هم باشیم... . ای بابا، همه عاشقانه مینویسن، منم عاشقانه مینویسم . : خدایا حواست که به مادر هست... خیلی نگرانشم. همه نگرانشن... حواست به این همه هم باید باشه دیگه... مرسی. : خدایا من یه قول هایی داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

آنجا ببر مرا که شرابم نبرده است... . القصه، سال سوم دبستان، تازه عينکي شده بود و انگار مرتکب گناه بزرگي گشته بود! آخه يک کلاس سي چهل نفره بود و تنها يک پسر عينکي که اون بود. با اين اوصاف بچه ها هم بي انصافي مي کردند و مدام اونو چار چشي صدا مي زدند و کاملاً روحيه خودش را باخته بود. بيچاره، روحيادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

دلم یک عالمه خواب می خواهد این شب ها هی خواب می بینم یک نفر از کنارم رد می شود و من بیدار می شوم ناگهان اما در خواب بیدار می شوم و نگاه می کنم خودم را خودم را که رد می شود از کنار خودم، آهسته، بی تلاطم و آرام راه می رود، تا گم می شود دوباره از کنار من رد می شود و این تکرار دوباره تکرار می شود! علیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

شبی نصف شبی در میان قبرستان قدم زنان می اندیشم، به مرگ و به روزهایی که نیستند و نیستیم. مرگ رازیست که هیچ کس نه می خواهد و نه دوست دارد که بخواهد به آن بیاندیشد. مرگ داستان رفتن است، اما نرگ بد نیست! رفتن هم بد نیست. مرگ حقیقت تلخی نیست! حقیقت شیرینی است برای انسانی که درد و رنج این دنیا را یک عمر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل باقری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:36

صفحه بندی